|
ایام محرم حسینی را بر مسلمانان تسلیت عرض میکنم
همه عالم سيه پوشند ، نميداني ؟ ، محرم شد صداي سينه ي مردم ، درون کوچه مي پيچد شکوه صوت مداحي ، که از مسجد به گوش ايد صداي هق هق ابري ، که مي گريد براي او پسر ميپرسد : اي بابا ، چرا حالت پريشان است ؟ سياهت را به تن کردي که بنمايي عزا دارم خوشا احوال مرداني ، که سيراب از عطش رفتند
وقتی قلبم واسه دیدن تو پر پر می زنه غم دوریت دوباره به شعر من سر می زنه بی تو انگار نداره این دل من هم نفسی خم شده تو شهر غربت پشت من از بی کسی شبا دنبال خیالت روزا دنبال نگات لحضه ها رو میشمرم برا ی دیدن نگات دل من اسیر زیبایی اون نگاهته گم شده تو دشت رویایی اوون نگاهته تو عزیز غصه نخور دلم به یادت می مونه به امید پر کشیدن تا خود صبح می خونه عشق من گریه نکن اراده کن کنارتم چشمات و رو هم بذار و وا بکن کنارتم تو همونی که تو رویا به دلم سر می زنه وقتی قلبم واسه دیدن تو پر پر می زنه
من هرگز نگویم بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم بی تو مهتاب شبی نیست که گویم از ان کوچه گذشتم گیرم که باشد، شب مهتاب و ستاره های آسمان هم تماشاگر مهتاب آن کوچه دل را چه کنم؟ بدان بی تو هرگز... بی تو هرگز چه در دل تاریک شب ، چه در مهتاب، و حتی در دل روشن روز کو خورشید را در آسمان خواهم داشت زیره نخواهم گشت حتی اگر تمام تن چشم شوم ، به چشم اعتمادی نیست چشم زیبا پسندست و رسواگر چشم زیبا را عزیز می داند ولی دل آنچه برایش عزیز است، زیباست دل من آهنگ قدمهای تو را می داند پس با وجود دل چشم را رخصت کاری نیست با روی ماه تو شب من مهتاب است، کوچه بن بست نیست. عشق آزاد است و من و تو از آن کوچه گذر خواهیم کرد
رنگ چشمای تو بارون بهار
|
![]() به وبلاگ تنها من و تو خوش آمدین.....
عشق یک افسانه نیست انکه عشق را آفرید دیوانه نیست روزگار اما با ما وفا نداشت... طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت... بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس... حسرت و رنج فراوان بود و بس |