تبليغاتX
تنها من و تو

تنها من و تو

در شبهای بی کسی

  ایام محرم حسینی را بر مسلمانان تسلیت عرض میکنم

                   

همه عالم سيه پوشند ، نميداني ؟ ، محرم شد   
سياهت را به تن کن باز ، اري دل محرم شد

صداي سينه ي مردم ، درون کوچه مي پيچد     
صداي سنج و دمام است ، مي گويد محرم شد

شکوه صوت مداحي ، که از مسجد به گوش ايد    
صداي طبل و زنجير است ، ميگويد محرم شد

صداي هق هق ابري ، که مي گريد براي او    
صداي شيون باد است ، مي گويد محرم شد

پسر ميپرسد : اي بابا ، چرا حالت پريشان است ؟  
پدر با بغض ميگويد : سياهت کو؟ محرم شد

سياهت را  به  تن  کردي که  بنمايي عزا دارم    
خوشا احوال شب را که همه رنگش محرم شد

خوشا احوال مرداني ، که سيراب از عطش رفتند    
دو و هفتاد  پروانه ،  که رفتند و محرم شد



+نوشته شده در ساعتتوسط نگین | |

  دشت رویایی نگاهت

وقتی  قلبم  واسه  دیدن  تو    پر  پر   می زنه

 

غم   دوریت   دوباره  به  شعر  من   سر   می زنه

 

بی تو انگار نداره  این  دل  من  هم نفسی 

 

خم شده تو شهر غربت پشت من از بی کسی

 

شبا  دنبال  خیالت    روزا    دنبال    نگات

 

لحضه ها   رو   میشمرم    برا ی   دیدن   نگات

 

دل   من   اسیر   زیبایی   اون   نگاهته

 

گم شده تو دشت  رویایی  اوون   نگاهته

 

تو عزیز غصه نخور دلم به یادت می مونه

 

به امید پر کشیدن تا خود  صبح می خونه

 

عشق من گریه نکن اراده کن کنارتم

 

چشمات و رو هم بذار و وا بکن کنارتم

 

تو همونی که تو رویا به دلم سر می زنه

 

وقتی قلبم واسه دیدن تو پر پر می زنه

http://jazireyesabzeman.blogfa.com

+نوشته شده در ساعتتوسط نگین | |

  هرگز...

   

من هرگز نگویم بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه‌ گذشتم

همه‌ تن چشم شدم خیره‌ به‌ دنبال تو گشتم

بی تو مهتاب شبی نیست که‌ گویم از ان کوچه‌ گذشتم

گیرم که‌ باشد، شب مهتاب و ستاره‌ های آسمان هم تماشاگر مهتاب

آن کوچه‌ دل را چه‌ کنم؟

بدان بی تو هرگز...

بی تو هرگز چه‌ در دل تاریک شب ، چه‌ در مهتاب، و حتی در دل روشن روز

کو خورشید را در آسمان خواهم داشت زیره‌ نخواهم گشت

حتی اگر تمام تن چشم شوم ، به‌ چشم اعتمادی نیست

چشم زیبا پسندست و رسواگر

چشم زیبا را عزیز می داند ولی دل آنچه‌ برایش عزیز است، زیباست

دل من آهنگ قدمهای تو را می داند

پس با وجود دل چشم را رخصت کاری نیست

با روی ماه تو شب من مهتاب است، کوچه‌ بن بست نیست. عشق آزاد است

و من و تو از آن کوچه‌ گذر خواهیم کرد

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط نگین | |

  گل ناز

    

رنگ چشمای تو بارون بهار


دلتو تو این کویرا جا نذار


عطر بارون پیچیده رو تن تو


مخمل ابرای خیس پیرهن تو


سر زلفت گل میخاک خوابیده


آفتاب از چشمای توس که تابیده


دست تو ساقه ی ترد گل ناز


دل من داره به داشتنت نیاز


شبا آروم میذاری پا تو خونه


جای پات رو گل قالی می مونه


نفسم پر میشه از عطر تنت


مث خوابه آرزوی داشتنت


توی چشمات باغ پرگل می بینم


یه شکوفه از ته باغ می چینم


قطره قطره بارون از چشات میاد


دل من تو رو پریشون نمی خواد


میسپرم تو رو به آسمون پاک


نمی شه تو رو کنم اسیر خاک


ای که جنست از حریر آسمون


تنها تو خاطره هام با من بمون .

 

+نوشته شده در ساعتتوسط نگین | |