|
کاش می تونستم
نوشت ، نمونده،
از زمانی که سر نوشت مارا از هم جدا کرد شبهای من بی ستاره شد همه روزهام افتابی بود هیچگاه باران نبارید تا تو را یادم بیارد رفتم اما باور کن این تقدیر بود که مرا شکست داد و مرا از تو دور کرد اما اینو بدون هیچ وقت یادت از خاطرم نمیره تا اخرین لحظه عمرم یادت در قلب من جاودانه خواهد ماند تنها یادگاری که از تو برام مونده خاطرات است که مرا در هر کجا و هر زمان باشم یاد تو می اندازد شب که می خوابم از خدا می خوام تا تو را تو خوابم ببینم کاش با هم بودیم تا همیشه بی پایان،
|
![]() به وبلاگ تنها من و تو خوش آمدین.....
عشق یک افسانه نیست انکه عشق را آفرید دیوانه نیست روزگار اما با ما وفا نداشت... طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت... بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس... حسرت و رنج فراوان بود و بس |