|
گریز و درد
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
با آمدن تو خزان زندگی ام بهاری شد آری تو ای همیشه در قلب و یادم ماندگار با تو زندگی ام پر از شادی شد تو همچون پرستوی مهاجر پر کشیدی به سویم و من هم مجنون تر از لیلا آغوشم را به روی تو باز کردم تو که پاک تر از باران بهاری آری تو بودی که عشق را برایم معنا کردی زندگی با تو زیباست ای خوب من دوستت دارم با تو هر لحظه زندگی برایم پر از شادی است با تو غم های دلم تبدیل به لبخدی بر لبانم می شود اینک قلب من مال تو است قلبی که با هر تپش به یاد و خاطر تو است ای همیشه بهترینم دوستت دارم تا همیشه تا ابد
|
![]() به وبلاگ تنها من و تو خوش آمدین.....
عشق یک افسانه نیست انکه عشق را آفرید دیوانه نیست روزگار اما با ما وفا نداشت... طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت... بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس... حسرت و رنج فراوان بود و بس |